|
آغاز سخن
سخن از صنایعی است که در عرصه هنر به معنای گسترده کلمه
گوی سبقت از حریفان ربوده و نام خویش را بر تارک تاریخ دیارمان نقش زده
است. صنعتی که نه فقط به سنگ بی جان جان بخشیده و از آن پیکره و تندیسی
در خور ستایش ساخته و طبیعت رنگارنگ را بر سینه بوم نشانده و تصویری
چشم نواز و دلفریب را در سطح شهرها به وجود آورده است بلکه از هنری به
مراتب برتر برخوردار است.
چرا ما باید این صنعت را اثری هنری بدانیم ؟
بارهاست
که این پرسش را از دهانها
شنیده ایم و یا خود آن
را بر زبان رانده ایم. هنگامی که انسان در
برابر یک
اثر زیبا
قرار می گیرد
عموما این
سئوال را بر
زبان می راند و جواب آن را
هنرشناسان یعنی منتقدان و موزه داران و
نویسندگان تاریخ هنر و البته هنرمندان می
دانند. بی شک ملاکهای سنجش این هنرشناسان است که بر این آثار ارزش
هنری گذارده و مطمئانا با ملاکهای مردم عادی تفاوت دارد. تا
سالهای گذشته حتی مردم عادی اجازه نداشتند بر آثار هنری اظهارنظر
نمایند. اما حال زمان آن رسیده است تا مردم عادی نیز هنر و هنرمند را
بشناسند و خود نیز در جرگه هنرشناسی وارد آیند.
هنری که
با دستان ظریف یک هنرمند بسیار با دقت ساخته می شود همیشه و در همه
حال مستلزم ستایش است و هیچگاه برای آن معیاری دقیق آشکارنمی گردد
، مگر زمانی که هنر و تولید آثار هنری به پایان برسد
.
|